تبلیغات
truelove - گفتگوی کودکانه با خدا

گفتگوی کودکانه با خدا

خداجونم!

به جای اینکه بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمیکنی؟

خداجونم!

شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمیکشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده .

خداجونم!

شرط میبندم خیلی برایت سخت است که همه آدمهای روی زمین رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده

خداجونم!

در مدرسه به ما گفته اند که تو چکار میکنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام میدهد؟

من هستند ولی من هرگز نمیتوانم همچین کاری کنم.


خداجونم!

من به عروسی رفتم و آنها توی کلیسا همدیگر را بوسیدند. این از نظر تو اشکالی نداره؟

خداجونم!

وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی دربارهات گفت که از آدمها انتظار نمیرود بگویند. به هر حال، امیدوارم به او صدمهای نزنی.


خداجونم!

آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟

خداجونم!

چه کسی دور کشورها خط میکشد؟




[ شنبه 16 اردیبهشت 1391 ] [ 08:40 ق.ظ ] [ fateme ] [ نظرات() ]